خرید بک لینک

آینه ای برابر آینه ات می گذارم تا با تو ابدیتی بسازم

اما تو نشانهای

تو،

که یعنی

رؤیایی وجود داشت.

«بیژن الهی»

پ.ن: از حال ناآرام برای لحظهای پناه بر عشق

برچسب: نویسنده: یوسف مرادی تاريخ: يکشنبه 30 بهمن 1401 ساعت: 12:40

آینه ای برابر آینه ات می گذارم تا با تو ابدیتی بسازم

اما تو نشانهای

تو،

که یعنی

رؤیایی وجود داشت.

«بیژن الهی»

پ.ن: از حال ناآرام برای لحظهای پناه بر عشق

برچسب: نویسنده: یوسف مرادی تاريخ: چهارشنبه 26 بهمن 1401 ساعت: 15:39

آینه ای برابر آینه ات می گذارم تا با تو ابدیتی بسازماز تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگرانرفتم از کوي تو ليکن عقب سرنگرانما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما کرديتو بمان و دگران واي به حال دگرانرفته چون مه به محاقم که نشانم ندهندهر چه آفاق بجويند کران تا به کرانميروم تا که به صاحبنظري بازرسممحرم ما نبود ديده کوته نظراندل چون آينه اهل صفا مي شکنندکه ز خود بي خبرند اين ز خدا بيخبراندل من دار که در زلف شکن در شکنتيادگاريست ز سر حلقه شوريده سرانگل اين باغ بجز حسرت و داغم نفزودلاله رويا تو ببخشاي به خونين جگرانره بيداد گران بخت من آموخت تراورنه دانم تو کجا و ره بيداد گرانسهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتنکاين بود عاقبت کار جهان گذرانشهريارا غم آوارگي و دربدريشورها در دلم انگيخته چون نوسفرانشهریار

برچسب: نویسنده: یوسف مرادی تاريخ: چهارشنبه 26 بهمن 1401 ساعت: 15:39

« اَعوذُ بِاللّه مِن نَفْسی »از پیچیدگی های درونم مینویسم.ساده و روان تا هم تو بفهمی چی میگویم هم خود بفهمم چه مینویسم.نوشتن به من آرامشی شگرف میدهد.حسی که با هیچ چیز دیگر نمیتوانم بدست بیاورم.با نوشتن مناجات میکنم،عشق میورزم،غم و شادی هایم را بیان میکنم،و بالاخره با نوشتن زندگی میکنم.*****من به دنبال کسی میگردمکه غمش را با من تقسیم کند من دلم را با اوو دوتایی پس از آنبه تماشای بهاری برویمکه شقایق ها را امسال به صحرابخشید***** دلتنگی های آدمی را باد ترانه یی می خواندرویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیردوهر دانه برفی به اشکی نریخته می ماندسکوتسرشار از سخنان ناگفته استاز حرکات ناکردهاعتراف به عشق های نهانوشگفتی های بر زبان نیامدهدر این سکوت حقیقت ما نهفته استحقیقت تو و  من *****جویای راه خویش باش از این سان که منم در تکاپوی انسان شدندر میان راه دیدار می کنیم حقیقت راآزادی را خود را درمیان راه می بالد وبه بار می نشیند دوستی یی که توان مان می دهد تا برای دیگران مامنی امن باشیم و یاوری این است راه ما راه تو ومن*****پنجه در افکنده ایمبا دست هایمان به جای رها شدنسنگین ... سنگینبر دوش میکشیمبار دیگران را                           به جای همراهی کردنشانعشق ما نیازمندرهایی استنه تصاحب...در راه خویشایثار بایدنه انجام وظیفه*****خدایامرا هموارهآگاه وهوشیار بدارتا قبل از شناختن درست کسی با فکری- مثبت یا منفی- قضاوت نکنمخود خواهی را چنان در من بکش یا بر کشتا خود خواهی دیگران را احساس نکنمو از آن در رنج نباشمبه من توفیق تلاش در شکست؛صبر در نومیدی؛رفتن

برچسب: نویسنده: یوسف مرادی تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1401 ساعت: 3:10

آینه ای برابر آینه ات می گذارم تا با تو ابدیتی بسازم

اما تو نشانهای

تو،

که یعنی

رؤیایی وجود داشت.

«بیژن الهی»

پ.ن: از حال ناآرام برای لحظهای پناه بر عشق

برچسب: نویسنده: یوسف مرادی تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1401 ساعت: 3:10

صفحه بندی